الشيخ علي المشكيني

17

تفسير روان (فارسى)

غالباً در موارد زيان تجارى استعمال مىشود ، بدين لحاظ است كه وجود انسان و همهء نيروهاى ظاهرى و باطنى به حكم سرمايهء اوست كه بايد مصرف گردند و در مقابل آنها كمالات نفسانى و عمل‌هاى شايسته و در نتيجه سعادت آخرت به دست آيد . پس هدر دادن آنها و حرمان از هدف مطلوب ، خود زيان است چه رسد به آن كه در مقابل آن شقاوت دنيا و عذاب آخرت كسب كند . بِمَا كَانُواْ بَايَاتِنَا يَظْلِمُونَ يعنى : و اين خسران به واسطهء آن است كه آنها همواره در دنيا به آيات و نشانه‌هاى ما ستم مىكردند . يعنى پيامبران و دين و شرايع ما را كه همه آيات ماست انكار مىكردند و تكذيب و توهين روا مىداشتند . بايد دانست كه بنابر عموم دو موصول مَن ثَقُلَت و مَن خَفَّت و شمول هر دو بر مؤمن و كافر ، تنافى و تعارضى ميان اين مقام و آيهء 105 سورهء كهف ديده مىشود أُوْلئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَايَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَآئِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا كه در اين آيه سنجش عمل را در روز قيامت مطلقاً از كافر نفى مىكند . بنابراين ممكن است گفته شود كه : آيات مورد بحث دربارهء مؤمنان است و تنها آنها هستند كه اعمال باطنى و ظاهرى آنها سنجيده مىشود ، حسناتشان سنگين و سيّئاتشان سبك خواهد بود ، اما دربارهء كفّار ، مطلقاً سنجش اعمال نيست ، نه راجع به كفر و نفاق باطنى و نه راجع به‌گناهان عملى ، به خاطر آن كه وقتى حسناتشان به طور كلى حبط شود چيزى براى آنها باقى نمىماند جز عقايد پليد باطنى و طغيان‌هاى عملى و تكليفشان روشن مىشود . از اين‌رو در آيهء كهف نتيجهء حبط حسنات را نفى اقامهء سنجش قرار مىدهد . وَلَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَاتَشْكُرُونَ « 10 » وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكِةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِنَ السَّاجِدِينَ « 11 »